قضا و قدر

اهل جهنم و اهل جنت و تعیین قدر بر آنها

بخش دهم قضا و قدر

اهل جهنم و اهل جنت و تعیین قدر بر آنها

👈 بعضی از گمراهان و منحرفان، تقدیر را نفی می‌کنند، و میگویند الله تعالی بعد از آفریدن و ایجاد کردنِ رخدادها و وقوع حوادث به آن‌ها علم پیدا می‌کند.

👈 از روی دروغ و بهتان گمان می‌برند که هرگاه الله تعالی به بندگان دستور یا نهی صادر کند تا زمان موضعگیری آن‌ها فرمانبران و نافرمان‌ها را نمی‌شناسد و نمی‌داند مسیر چه کسانی به سوی بهشت و چه انسان‌هايی رهسپار جهنم می‌شوند،
📍این گمراهان، علم گذشته ی الله تعالی را نمی‌پذیرند و تعیين اندازه های الهی را تکذیب می‌نمایند، هر چند در قرآن و سنت ثابت شده که خداوند قبل از آفریدن زمین و آسمان سرنوشت همه چیز را تعیين نموده است.

📍این دیدگاه انحرافی در پایان دوران صحابه ظهور کرد، و اولین کسی که در مورد آن لب به سخن گشود معبد جهنی بود.

📍پس از او سران و متفکران معتزله مانند واصل بن عطاء و عمرو بن عبید از او پیروی کردند، و سخنان باطلی را در تکذیب خدا و رسولش ص در مورد تقدیر بر زبان جاری کردند.

👈پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وسلم، از این گمراهی که گروهی دچار آن شده‌اند بسیار بیمناک بود، در حدیث صحیحی از ابی محجن و ابن عبد البر روایت کرده اند که پیامبرصلی الله و علیه وسلم فرمودند:

در مورد امتم تنها از سه چیز هراس دارم:
👈 تصدیق ستاره شناسانِ دروغگو، تکذیبِ تقدیر و ظلم و ستمِ فرماند‌هان و امامان. (۱)

متأسفانه،  هر سه این اعمال منکر و خرافاتِ پیش بینی شده در جامعه عام شده است.

📍تصدیق ستاره شناسانِ دروغگو، همان رفتن نزد ملا های نام نهادِ خبیث و زندیق است که، کتابهای منکرِ شیاطین، بنام یاسینِ مغربی و …غیره را باخود دارند، و در پس کوچه های شهر ها بنام آتش خور، مارگیر و فلان وبسملان مشهور اند که اکثریت زنانِ جاهل و نادان نزد آنان میروند و مبلغ گزافی را به این دجال ها میدهند.

تکذیب تقدیر

📍بخش دوم این حدیث شریف، متوجه کسانی میشود که تقدیر را تکذیب میکنند، و این انحطاط فکری، نیز میان عوام، طبق پیش بینی حضرت رسول کریم صلی الله وعلیه وسلم عام شده است.

📍و عمل منکرِ سوم، ظلم وستم فرماندهان، حاکمان، والی صاحبان، امامانِ جاهل و خود سر که حکم قتل، بریدن دست، و سنگسار مردم را بدون در نظرداشتِ جوانب عمیقِ شرعی با جهالت، و تعصب، صادر میکنند، و مردم را بگونه ای از اسلام متنفر میسازند.

👈این سه طبقه ی مردم، در اصل، دشمنان اسلام و جامعه اند، که رسول اکرم صلی الله وعلیه وسلم فرمودند ﴿ انما اتخوف﴾، یعنی، من از اینها در هراس و خوفم.

👈 ابویعلی در مسندش و خطیب در تاریخ و ابن‌عدی در کامل از انس بن مالک (رض)روایت می‌کنند که رسول کریم صلی الله و علیه وسلم فرمودند:

📍پس از خود از دو صفت امتم هراس دارم:

تکذیبِ تقدیر و تصدیق و تأییدِ ستاره شناسانِ دروغگو. (۲)

👈 در این حدیث دوم، تفصیلات حدیث قبلی، تصدیق شده است، و به صراحت، مردود بودن این اعمال را در اسلام اعلام میکند.

📍در حدیث دیگری، حضرت رسول کریم صلی الله وعلیه وسلم امتش را ( ما را) از این گمراهی هُشدار می‌دهد.

🔹اخرین سخنِ تقدیر را بدترین این امت می‌گویند. (۳)

یعنی، آنچه نباید در مورد تقدیر گفت، و به آنچه نباید زبان و قلب را، در اینمورد اجازه داد، بدترین امت، آن را انجام میدهند.

👈 یکی از دلایل عمده ی تحریر این مضمون، و تقدیم آن بجامعه، همین است، تا مردم، خودسرانه، بدون علم، و بجهالت، دراینمورد، جسارت نکنند، و باعث بیماری قلب و تزلزل ایمان شان نشوند

📍ابو‌امامه (رض) روایت می‌کند که رسول کریم صلی الله وعلیه وسلم فرمودند:

👈 پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وسلم این فرقه را به مجوسِ امت نامگذاری نموده است؛ چون مجوس قايل به دو آفریدگارِ نور و ظلمت هستند، و این گروه هم دو پروردگار را قبول دارند، حتی همه موجودات زنده را آفریدگار به شمار می‌آورند.

📍پس کسانیکه قضا و قدر را تکذیب میکنند، و بدان باور ندارند، نظر به این حدیث شریف، از بت پرستانِ امت شمرده میشوند.

👈رسول اکرم صلی الله وعلیه وسلم، دستور دوری و بیزاری از این گروه را صادر نموده است، و زیارت و عیادت‌شان را ممنوع کرده است. (۴)

📍هر امتی مجوسی دارد و مجوس امت من آن‌هایی هستند که تقدیر را قبول ندارند، اگر چنین افرادی بیمار شدند به عیادت‌شان نروید و اگر مردند در تشییع جنازه ی آنان شرکت نکنید. (۵)

ابن‌عمر (رض) می گوید که پیامبراکرم صلی الله وعلیه وسلم فرمودند:

👈 قدریه، مجوسِ این امت هستند، اگر بیمار شدند آن‌ها را عیادت نکنيد و اگر مُردند در جنازه ی شان حاضر نشوید. (۶)

از نافع روایت شده است که مردی پیش ابن‌عمر (رض) آمد و گفت: فلانی بر  تو سلام می‌کرد.

ابن‌عمر(رض) در پاسخ گفت:

👈 شنیدم که بدعتی به وجود آورده است، اگر چنین باشد سلام مرا به او نرسان. چون از پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وسلم شنیدم که می‌فرمود:

📍در این امت (یا امتم) مردمانی از قدریه وجود دارند که در زمین فرو می‌روند یا مانند حیوانات مسخ می‌شوند یا در آتش انداخته می‌شوند. (۷)

👈 از این حدیث مبارکه برمی آید که یکی از دلایلی که زمین با مردمان آن فرو میرود، و یا چهره های انسانها مسخ میشود، انحطاط عقیدتی مردم، و ناباوری آنها بر قضأ و قدر است.

👈 ابن‌عمر (رض)حدیث مرفوعی را از رسول اکرم صلی الله وعلیه وسلم چنین روایت می‌کند:

📍در میان امت من هم مردمانی وجود دارند به زمین فرو می‌روند یا مسخ می‌شوند، آن‌ها تکذیب کنندگان تقدیر هستند.


 

یکی از بزرگان سلف میگوید:

به مکه رفتم و با عطاء بن‌ ابی‌رباح دیدار کردم، به ایشان گفتم: برخی از اهل بصره تقدیر را قبول ندارند.

گفت: ای پسرم! قرآن را خوانده‌ای؟  گفتم: بله. گفت: سوره‌ی  زخرف را تلاوت کن. من هم آیه ذیل را تلاوت کردم:

حم * وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ * إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ*وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ *

حم. سوگند به كتاب مبين (و روشنگر)، كه ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم، شايد شما (آن را) درك كنيد!  و آن در «ام ‏الكتاب‏» ( لوح محفوظ) نزد ما بلندپايه و استوار است!

گفت: می‌دانید ام‌الکتاب چیست؟

گفتم: خدا و رسولش (ص) بهتر می‌دانند.

گفت: کتابی است که قبل از آفریدن زمین و آسمان نوشته شده است، و در آن بیان گشته که فرعون از اهل آتش و ابو‌لهب به نكبتی محکوم خواهد شد:

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿مسد ۱﴾

بريده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ بر او باد)!

عطاء می‌گوید: با ولید بن عباد بن صامت صحابه‌ ی رسول الله (ص) دیدار نمودم و پرسیدم: هنگام وفات پدرش چه وصیتی کرد؟

جواب داد: پدرم مرا صدا زد و گفت:

ای پسرم، تقوای خدا را پیشه کن و بدان که تا ایمان نیاوری و به تقدیر خدا اعم از نیک و بدش اعتقاد پیدا نکنی، متقی نمی‌شوی، اگر بر این حالت نمیری اهل جهنم هستی، چون از رسول خدا (ص) شنیدم که می‌فرمود:

«إِنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ  اللهُ الْقَلَمَ، فَقَالَ: اكْتُبْ فَقَالَ: مَا أَكْتُبُ، قَالَ: اكْتُبْ الْقَدَرَ مَا كَانَ وَمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى الْأَبَدِ». سنن ترمذی (۴/ ۲۱۵۵)

اولین چیزی که آفریده شد قلم بود، خداوند خطاب به او فرمود: بنویس. قلم جواب داد: چه بنویسم؟

خداوند فرمود: هر آنچه در گذشته رخ داده و تا ابد رخ خواهد داد.

این حدیث مبارکه بیانگر این حقیقت است که تمام وقایع و حوادث را قلم، به امر الله سبحانه نوشته و در لوح محفوظ درج و محفوظ است.

در بخش قبلی این مضمون،بعضی ها در مورد کار وبار و تلاش های انسانها سوالها داشتند، این داستان کوتاه جواب سوال شما عزیزان را بیان میکند:

دو مرد از قبیله ی مزینه نزد پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وسلم آمدند و عرض کردند:

ای رسول خدا (ص)، در مورد کار و تلاش مردم چه می‌گویيد؟

آیا تقدیر الهی است و از طرف خداوند مقدر شده است؟

پیامبر ص در پاسخ فرمودند:

همه چیز مقدر شده و به اتمام رسیده است، آیه‌ ی قرآن این مطلب را تصدیق و تأیید می‌نماید:

و سوگند به نفس آدمي، و به آن كه او را ساخته و پرداخته كرده است (و قواي روحي وي را تعديل، و دستگاههای  جسمی او را تنظيم نموده است)! ‏ سپس به ‌او گناه و تقوا را الهام كرده است (و چاه و راه و حسن و قبح را توسّط عقل و وحي به او نشان داده است). ‏(شمس ۶-۸)

ابن دیلمی‌ چنین نقل می‌کند:

نزد ابی بن‌کعب رسیدم، و به ایشان گفتم: در مورد تقدیر چیزی به ذهنم خطور کرده، و دچار شک و گمان شده‌ام، توضیحاتی را بیان کن تا از این مشکل نجات یابم و قلبم آرام گیرد.

گفت: اگر خداوند اهل زمین و آسمان را کیفر بدهد و در آتش بیندازد ظلم محسوب نمی‌گردد و خداوند ستمگار تلقی نمی‌شود، و اگر رحمت خود را بر آن‌ها ارزانی دارد، رحمتش از کردار و اعمال خودشان بهتر است،

اگر به‌اندازه‌ ی کوه احد طلا و نقره در راه خدا به نیازمندان بدهی تا به تقدیر ایمان نیاورند ارزشی ندارد، بدان آنچه مقدر شده به تو می‌رسد و هیچ قدرتی نمی‌تواند آن را باز دارد،

و آنچه به تو نمی‌رسد هرگز بدان دست پیدا نمی‌کنی، اگر بر این عقیده جهان را ترک نکنی سرانجامی ‌جز آتش نداری و به جهنم خواهی رفت.

راوی در ادامه می‌گوید:

سپس با عبدالله بن مسعود و حذیفه بن یمان و زید بن ثابت ملاقات نمودم، آن‌ها هم سخنانی مشابه سخنان ابی بن‌کعب را بیان نمودند. سنن ابی داود (۴/۳۱۰). شماره (۳۶۹۹)

مسلمان قانع و مطیع قدر است و او میداند که الله سبحانه و تعالی با نزول کتاب مقدس و احکام آسمانی بسوی خیر، صلاح و فلاح دعوت کرده است، یعنی، الله سبحانه و تعالی خیر بنده اش را میخواهد،

اما، این، انسان است که کتاب و احکام کتاب آسمانی را کنار میگذارد، به نصایح پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وسلم اعتنائی نمیکند، و در جهان معصیت و پیروی نفس سرکش خودش غرق میشود، و با گرایش به بدی ها و زشتی ها، خودش طالب شرّ و بدی ها میشود،

الله سبحانه وتعالی، وقتی بقلم امر کرد تا همه چیز رابنویسد، میدانست که فلان بنده اش با وصف دعوتِ دوستان نیک و انسانهای خوب، و حتی با وجود آنکه چندین فرصت خوبی برای توبه و بازگشت بسوی خالق یکتا برایش دست میدهد، خودش خواهانِ خوبی ها و نیکی ها نیست، و خودش زشتی ها و پلیدی ها را بر نیکی ها ترجیح میدهد و میپسندد،

این تمایل انسان است که قدر را بر او عملی میسازد، تمایل او به نیکی ها و حسنات، و تمایل او به زشتی ها و پلیدی ها.

انسانی که دقایق را میشمارد، بیصبرانه منتظر است تا وقت عبادت و نماز شود، و با اشتیاق کامل برمیخیزد، وضو میگیرد، و با قلب سرشار از محبت الهی روانه ی مسجد میشود، این تمایل، گرایش، محبت، شوق و کشش قلب و جان و روح وی بسوی نیکی ها و حسنات است، و هیچ کسی بجز الله سبحانه و تعالی بر این حقیقت واقف نبوده، و نیست.

الله سبحانه و تعالی میدانست این بنده اش، فطرت پاکیزه و اشتیاق خاصی بسوی نیکی ها دارد، پس او تعالی تقدیرش را چنین نوشت، آنچنانکه بنده اش میل و گرایش به آن دارد،

و نیز انسانی که شوق و فکر وضو، نماز، عبادت و حسنات، نیکی و آخرت در دلش نیست، پای تلویزیون نشسته و با گوشی تیلفونش وقتش را تلف میکند، و در پی آن است تا با جنس مخالف چت و صحبت کند،

و یا برای ارتکاب گناه دیگری پلان میسنجد، در حقیقت، او برای خوش خواهان شرّ و فسوق است، و نیکی و حسنات را کنار گذاشته است، و حتی برادر و یا خواهرش را که نیکوکار و خداپرست هستند، مسخره میکند، و پا از گلیم گستاخی فرارتر میگذارد،

الله تعالی، در مورد این بنده اش میدانست که او گرایش به عبادات و نیکی ها ندارد، و نه هم برای صفائی، تزکیه و طهارت نفسش وقت میگذارد، پس الله سبحانه و تعالی تقدیرش را نظر به تمایل عمیق او به بدی ها نوشت

برادر وخواهر مسلمان!

👈 مبحث قضا وقدر خیلی باریک، پیچیده، ومغلق است و انسان را شایسته نیست در مورد بحث کند و بپیچد.

📍به همین ملحوظ شایسته نیست با عقل محدود انسانی، چرا ها وچنین هائی را ایجاد و در مورد تشبثِ بیجا کنیم.

هر آنچه است و هست، از آنِ اوست، و از اوست. بدان ایمان داریم و هرچنانی که است قبولش داریم!

👈 تمام موضوعات این مضمون به استناد آیات قرآن کریم و احادیث نبوی تهیه شده است. طبق معمول در صفحه ی فیسبوک همیشه منفی بافان و کج فکران، قبل از اینکه تمام مضمون را بخوانند، بناحق بالای موارد قضأ وقدر ایراد میگیرند.

ان شأ الله تا نشربخش بعدی تقاضای من از شما در مورد این مبحث این است تا صبور باشید و تمام بخش ها را متدبرانه تعقیب کنید.

هر بخش لازم و ملزم بخش دیگر است.

👈 پس صبر را پیشه کنید و در این مبحث خود را عالم سازید و به ناحق و بدون علمِ کافی در مبحث قضأ و قدر نپیچید تا از لغزش مهلک در ایمان خودداری کرده، بناحق خود را در تهلکه نیاندازید.

📍مطالعه ی بخش های بعدی این مضمون خیلی مهم و جالب را از این صفحه، از دست ندهید!

ا.ج.ع

ادامـــه دارد….

 

صفحه اول قضا و قدر (فهرست تمام بخش ها ) 


۱- «إنما أتخوف على أمتي ثلاثا: التصديق بالنجوم، والتكذيب بالقدر، وحيف الأئمة.» صحیح جامع الصغیر (۱/۱۲۰). شماره (۲۱۲)
۲- «أخاف على أمتي خصلتين: تكذيبا بالقدر وتصديقا بالنجوم» صحیح جامع الصغیر (۱/۱۲۰). شماره (۱۲۰)
۳ـ «آخر الكلام في القدر لشرار هذه الأمة»  جامع الصغیر (۱/۱۲۳). شماره (۲۲۴)
۴- «إِنَّ أَمْرَ هَذِهِ الأُمَّةِ لا يَزَالُ مُقَارِبًا أَوْ مُوَاتِيًا حَتَّى يَكَلَّمُوا فِي الْوِلْدَانِ , وَالْقَدَرِ» جامع الصغیر(۳/۷۲). شماره (۳۰۶۰)
۵- «لِكُلِّ أُمَّةٍ مَجُوسٌ ومَجُوسُ أُمَّتِي الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا قَدَرَ إِنْ مَرِضُوا فَلَا تَعُودُوهُمْ وَإِنْ مَاتُوا فَلَا تَشْهَدُوهُمْ».  صحیح جامع الصغیر (۵/۳۷). شماره (۵۰۳۹)
۶- «الْقَدَرِيَّةُ مَجُوسُ هَذِهِ الْأُمَّةِ، إِنْ مَرِضُوا فَلَا تَعُودُوهُمْ، وَإِنْ مَاتُوا فَلَا تَشْهَدُوهُمْ».  مشکاة المصابیح (۱/۳۸) شماره (۱۰۷)
۷- «يَكُونُ فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ أَوْ فِي أُمَّتِي الشَّكُّ مِنْهُ خَسْفٌ أَوْ مَسْخٌ أَوْ قَذْفٌ فِي أَهْلِ الْقَدَرِ»  سنن ترمذی (۴/۴۵۶) شماره ۲۱۵۲، ۲۱۵۳)

برچسب ها

احمد جاوید عارفی

نویسنده: استاد احمد جاوید عارفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید