تیمم

طهارت با سطح زمین (تیمم)

مشروعیت تیمم

خداوند متعال می‌فرماید:

( وَ إِنْ کُنْتُم مَرْضَی أوْ عَلَی سَفَر أوْجَاْءَ أحَدٌ مِنْکُم مِنَ الغَاْئِطِ أوْ لاْمَسْتُمُ النِّسَاْءَ فَلَمْ تَجِدُوْاْ مَاْءً فَتَیَمَّمُوْاْ صَعِیْداً طَیِّبَاً فَاْمْسَحُوْاْ بِوُجُوْهِکُم وَ أیْدِیْکُم …)    (مائده: ۶)

«و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا اینکه یکی از شما از قضای حاجت برگشت یا با زنان همبستر شدید و (در همه این صورتها آب برای غسل یا وضو) نیافتید با سطح زمین پاک تیمم کنید (بدین شکل که پس از زدن دستها بر سطح زمین) بر صورتها و دستهای خود مسح بکشید».

و پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: (إن الصعید الطیب طهور المسلم و إن لم یجد الماء عشر سنین) [۱] «سطح زمین پاک، پاک کننده مسلمان است اگرچه ده سال آب نیابد».

در چه مواردی تیمم جایز است؟

تیمم وقتی جایز است که شخص از استفاده‌ی آب ناتوان باشد. بطوریکه آب در دسترس نباشد، یا اینکه به دلیل بیماری جسمی یا شدت سرما از استفاده کردن آن بترسد:

از عمران بن حصین(رض) روایت است: (کنا مع رسول الله(صلى الله عليه وسلم) فی سفر، فصلی بالناس فإذا هو برجل معتزل، فقال: ما منعک أن تصلی؟ قال: أصابتنی جنابة ولاماء، فقال(صلى الله عليه وسلم): علیک بالصعید فإنه یکفیک)[۲]. «در سفری با پیامبر(صلى الله عليه وسلم) بودیم. پیامبر(صلى الله عليه وسلم) با مردم (به جماعت) نماز خواند و ناگهان متوجه مردی شد (بدون اینکه نماز خوانده باشد) در گوشه‌ای نشسته، پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: چرا با ما نماز نخواندی؟ آن مرد گفت: جنب شده‌ام و آب نیست، پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: با سطح زمین تیمم کن، آن تو را کفایت می‌کند».

از جابر(رض) آمده روایت است: (خرجنا فی سفر، فأصاب رجلا منا حجر فشجه فی رأسه، ثم أحتلم فسأل أصحابه: هل تجدون لی رخصة فی التیمم؟ فقالوا: ما نجد لک رخصة و أنت تقدر علی الماء، فاغتسل فمات: فلما قدمنا علی رسول الله(صلى الله عليه وسلم) أخبر بذلک، فقال: قتلوه، قتلهم الله، ألا سألوا إذا لم یعلموا، فإنما شفاء العی السؤال، إنما کان یکفیه أن یتیمم)[۳]. «به قصد مسافرتی بیرون رفتیم، سنگی به مردی خورد و سرش را زخمی کرد، سپس آن مرد محتلم شد، از دوستانش پرسید آیا به نظر شما می‌توانم تیمم کنم؟ گفتند: در حالی که می‌توانی با آب غسل کنی رخصتی برای شما نمی‌یابیم، پس آن مرد غسل کرد و مرد، وقتی نزد پیامبر(صلى الله عليه وسلم) رفتیم او را از این جریان باخبر کردند فرمود: او را کشتند، خدا آنها را بکشد چرا وقتی که نمی‌دانستند سؤال نکردند؟ چراکه شفای درمانده سؤال(کردن) است، کافی بود تیمم کند».

از عمرو بن عاص(رض) روایت است: وقتی به غزوه ذات السلاسل اعزام شدم در شب بسیار سردی احتلام شدم، ترسیدم اگر غسل کنم هلاک شوم، در نتیجه تیمم کردم و برای همراهانم در نماز صبح امامت کردم. وقتی نزد پیامبر(صلى الله عليه وسلم) برگشتیم جریان را برایش بازگو کردند فرمود: (یا عمرو صلیت بأصحابک و أنت جنب؟ فقلت: ذکرت قول الله تعالی: ) وَلاَتَقْتُلُوْاْ أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللهَ کَاْنَ بِکُمْ رَحِیْماً ( فتیممت ثم صلیت، فضحک رسول الله(صلى الله عليه وسلم) ولم یقل شیئا)[۴] «ای عمرو! در حالیکه جنب بودی برای همراهانت امامت کردی؟ گفتم: فرموده خداوند متعال را به یاد آوردم که: ) وَلاَتَقْتُلُوْاْ أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللهَ کَاْنَ بِکُمْ رَحِیْماً ( «خودتان را از بین نبرید، چراکه خداوند نسبت به شما رحیم و مهربان است، پس تیمم کردم و نماز خواندم. پیامبر(صلى الله عليه وسلم) خندید وچیزی نگفت».

 صعید چیست؟

ابن منظور در لسان العرب می‌گوید[۵]: صعید زمین است و گفته شده: صعید به معنی زمین پاک است، (عده‌ای هم آن را به معنی هر خاک پاکی دانسته‌اند). در قرآن کریم چنین آمده است: ) فَتَیَمَّمُوْاْ صَعِیْداً طَیِّباً ( ابواسحاق می‌گوید: صعید سطح زمین است و بر انسان لازم است که (هنگام تیمم) هر دو دستش را بدون توجه به اینکه در آنجا خاک وجود دارد یا نه؛ بر سطح زمین بزند چراکه صعید بمعنی خاک نیست، بلکه بمعنی سطح زمین است، خاک باشد یا غیرخاک، گوید: اگر تمام زمین صخره باشد و هیچ خاکی روی آن نباشد و تیمم کننده دستش را بر آن صخره بزند وصورتش را با آن مسح کند، همان برایش پاک کننده به حساب می‌آید.

روش تیمم

از عمار بن یاسر(رض) روایت است: (أجنبت فلم أصب ماء فتمعکت فی الصعید و صلیت فذکرت ذلک للنبی(صلى الله عليه وسلم) فقال:إنما کان یکفیک هکذا و ضرب النبی(صلى الله عليه وسلم) بکفیه الأرض و نفخ فیهما، ثم مسح بهما وجهه و کفیه)[۶] «جنب شدم و آبی نیافتم؛ پس خودم را به روی زمین مالیدم و نماز خواندم، جریان را برای پیامبر(صلى الله عليه وسلم) تعریف کردم، پیامبر(صلى الله عليه وسلم) فرمود: کافی بود که چنین می‌کردی: و پیامبر(صلى الله عليه وسلم) دوکف دستش را بر زمین زد و در آنها فوت کرد و سپس با آنها صورت و دو کف دستش را مسح کرد».

فایده

تیمم در اصل جانشین وضو است، و هر آنچه با وضو جایز می‌شود با تیمم نیز جایز می‌گردد و شخص می‌تواند همانند وضو قبل از دخول وقت، تیمم بگیرد و هر اندازه که می‌خواهد با آن نماز بخواند.

باطل کننده‌های تیمم

آنچه وضو را باطل می‌کند، تیمم را نیز باطل می‌کند. علاوه بر این کسی که به علت عدم دسترسی به آب، تیمم کرده است، هرگاه آب را پیدا کند، تیممش باطل می‌شود، و نیز کسی که بخاطر بیماری و غیره از بکار بردن آب عاجز بوده، با رفع ناتوانی، تیمم او باطل می‌شود، ولی هر نمازی که قبلاً با تیمم خوانده، صحیح است و اعاده آن (دوباره خواندن) لازم نیست.

از ابوسعید خدری(رض) روایت است: (خرج رجلان فی سفر، فحضرت الصلاة و لیس معهما مأء، فتیمًما صعیدا طیبا فصلیا ثم وجدا الماء فی الوقت، فأعاد أحدهما الوضوء و الصلاة و لم یعد الآخر، ثم أتیا رسول الله(صلى الله عليه وسلم) فذکرا ذلک له، فقال للذی لم یعد: أصبت السنة، و اجزانک صلاتک، و قال للذی توضأ و أعاد: لک الأجر مرتین)[۷] «دومرد به مسافرت رفتند، وقت نماز فرا رسید در حالیکه آب به همراه نداشتند، در نتیجه با سطح زمین پاک تیمم کردند و نماز خواندند؛ سپس آب را در همان وقت یافتند. یکی از آنها وضو گرفته و نماز را اعاده کرد و دیگری اعاده نکرد؛ سپس آب را در همان وقت یافتند. یکی ازآنها وضو گرفته و نماز را اعاده کرد و دیگری اعاده نکرد. وقتی که نزد پیامبر(صلى الله عليه وسلم) آمدند جریان را برایش بازگو کردند، به کسی که نماز و وضو را اعاده نکرده بود فرمود:مطابق سنت عمل کرده‌ای و نمازت صحیح است و به کسی که اعاده کرده بود فرمود: تو دو ثواب داری».

فایده

اگر عضوی از کسی زخمی شد و محل آن را باندپیچی کرد، یا جایی از بدنش شکست آن را بست (گچ گرفت)، شستن یا مسح کردن آن محل لازم نیست و نیازی به تیمم هم ندارد، بدلیل فرمودة خداوند:

( لاْیُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَاْ )  (بقره: ۲۸۶)

«خداوند به هیچ کس جز به اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند».

و فرموده‌ی پیامبر(صلى الله عليه وسلم) که: (إذا أمرتکم بأمر فأتوا منه ما استطعتم)[۸] «هرگاه شما را به کاری امر کردم هر اندازه که توانایی دارید آن را انجام دهید». بنابراین با استناد به قرآن و سنت در می‌یابیم که هرچه در توان انسان نباشد، از او ساقط می‌شود.

و جایگزین کردن مسح (محل شکسته شده) و تیمم (برای محلی که قادر به شستن آن نیستیم) به جای شستن (محل مذکور)، بایدبا دلیل شرعی ثابت شود، و احکام هم تنها با قرآن و سنت به اثبات می‌رسد در حالیکه در قرآن و سنت هیچ دلیلی دربارة این جایگزینی وجود ندارد، بنابراین، چنین نظریه‌ای از درجة اعتبار ساقط است.[۹]

 

جواز تیمم بر دیوار[۱۰]

از ابن عباس روایت است: من و عبدالله بن یسار، مولای میمونه زن پیامبر(صلى الله عليه وسلم) نزد ابوجهیم بن حارث بن صمه انصاری رفتیم، أبوجهیم گفت: (أقبل النبی(صلى الله عليه وسلم) من نحو «بئر جمل[۱۱]». فلقیه رجل فسلم علیه، فلم یرد علیه النبی(صلى الله عليه وسلم) حتی أقبل علی الجدار فمسح بوجهه ویدیه، ثم رد علیه السلام)[۱۲]. «پیامبر(صلى الله عليه وسلم) از طرف «بئر جمل» برمی‌گشت، مردی با او ملاقات کرد و سلام کرد، پیامبر(صلى الله عليه وسلم) جواب سلام او را نداد تا رو به دیوار کرد و (دست بر دیوار زد) صورت ودستهایش را با آن مسح کد و سپس جواب سلام او را داد».


[۱]) صحیح : [ص. د ۳۲۲]، ـ (۱۲۴/۸۱/۱)، د (۳۲۹/۵۲۸/)، نس (۱۷۱/۱) ترمذی، ابوداود و نسائی با الفاظی نزدیک به هم این حدیث را روایت کرده‌اند.
[۲]) متفق علیه : خ (۲۴۴/۴۷۷/۱)، م (۳۸۲/۴۷۴/۱)، نس (۱۷۱/۱).
[۳]) حسن : [ص. د ۳۲۶]، د (۳۳۲/۵۳۲/۱)، در روایت ابوداود این اضافه منکر هم وجود دارد : (… و یعصر أو یعصب علی جرحه خرقة ثم یمسح علیها و یغسل سائر جسده) «و زخمش را با پارچه‌ای ببندد سپس بر آن مسح کند و بقیه بدنش را بشوید» شمس الحق در عون المعبود (۵۳۵/۱) می‌گوید : روایت جمع بین تیمم و غسل را فقط روایت کرده است و او با وجود اینکه در حدیث قوی نیست، با سایر کسانی که از عطابن ابی رباح روایت کرده‌اند مخالفت کرده است. بنابراین روایت جمع بین تیمم و غسل روایتی ضعیف است و نمی‌تواند آن حکمی را ثابت کرد أه‍. و ضمناً به فایده‌ای که در صفحه بعد آمده توجه شود.
[۴]) صحیح : [ص. د ۳۲۳]، د (۳۳۰/۵۳۰/۱)، أ(۱۶/۱۹۱/۲)، کم )(۱۷۷/۱).
[۵]) (۲۵۴/۳).
[۶]) متفق علیه : خ (۳۴۷/۴۵۵/۱)، م (۳۶۸/۲۸۰/۱)، د (۳۱۷/۵۱۴/۱)، نس (۱۶۶/۱).
[۷]) صحیح : [ص. د ۳۲۷]، د (۳۳۴/۵۳۶/۱)، نس (۲۱۳/۱).
[۸]) صحیح : [مختصر م ۶۳۹]، م (۱۳۳۷/۹۷۵/۲]، نس (۱۱۰/۵).
[۹]) المحلی (۷۴/۲).
[۱۰]) از گل باشدیا از سنگ، رنگ روغنی به آن آغشه شده باشد یا نه. شیخ البانی رحمه الله این فتوا را باری من داد و گفت [و ما کان ربک نسیا] «و پروردگارت فراموشکار نبوده است».
[۱۱]) محلی است در نزدیک مدینه.
[۱۲]) متفق علیه :خ (۳۳۷/۴۴۱/۱)، م (۳۶۹/۲۸۱/۱)، معلقاً د (۳۲۵/۵۲۱/۱)، ن (۱۶۵/۱).

بستن