امراض ساری در جامعهجامعهغِیَبت، سخن چینی و بیهوده گوئی

غیبت پُلی بسوی جهنم است

سلسلهٔ مضامین امراض ساری درجامعه - بخش پنجم

(بخش پنجم و آخر):

 

غیبت پُلی بسوی جهنم است

در بخش های گذشته خواندیم که غیبت از گناهان کبیره است، و دانیستیم که فرد غیبت کننده نزد خداوند متعال معاقب ‏خواهد شد، و خطیر بودن این گناه به دو علت است:

۱- این گناه تعدی به حق الناس است بنابراین خطر آن زیاد بوده چرا که نوعی ظلم به مردم است.

‏۲- غیبت کردن برای بیشتر مردم سهل و آسان است مگر برای کسی که خداوند متعال به وی رحم کرده باشد،

در ‏حالیکه این گناه نزد خداوند بزرگ و مبغوض است.‏

از اینرو مسلمان باید مواظب این آفت زبان باشد و خود را از گناهٔ بزرگ آن نجات دهد، و عادت کردن زبان به غیبت مسلمانان تنها باعث فزونی بار گناهان غیبت کننده خواهد شد،

منحیث یک مسلمان چی باید کرد تا این مرض مهلک وساری را از دور و بر ما ریشه کن کنیم ؟

همین غیبت، که پُلی بسوی جهنم است و جامعهٔ ما را بسوی بی ثباتی، جنگ ، نزاع و خونریزی های دوامدار کشانیده و تخم نفاق و شقاق را میان، زن و مرد، دوست و دشمن، حاکم و شهردار، و بقیه اقشار جامعه، کاشته است.

دراینجا یک سلسله خودگذری های همه جانبه و طرح خلص ولی کارگری را برای برادران و خواهران در نظر گرفته ام که با کاربرد آن هم خود و هم جامعه را میتوان بسوی اصلاح سوق داد.

۱- منحیث یک مسلمان اولین اصلاح را از خود شروع میکنیم تا سرمشق دیگران شده، پند پذیر شوند.

۲- تصمیم میگیریم که از همین حالا مواظب زبان خویش باشیم و به خود اجازه ندهیم غیبت کسی را برزبان آریم.

۳- کسی غیبت و سخن چینی کرد، اورا نصیحت میکنیم و از این کار اورا نهی میکنیم و به هیج وجهه نباید حرف سخن چین را باور کنیم و نباید آنرا تصدیق کنیم.

۳- بخود اجازه نمیدهیم نسبت به برادر و خواهر غائب مان سوءظن و گمان بد داشته باشیم، این خود شرایط غیبت را فراهم میکند.

۴- به خود اجازه نمیدهیم که حرف سخن چین را بازگوئیم، و نباید بگوئیم فلانی این چنین گفته است، چون با این کار، خود ما هم سخن چین می‌شویم و هم داخل گناه.

نباید هر چیزی را که شنیدیم، به دیگران بگوئیم چون پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«کفی بالمرء إثماً أن یحدث بکل ما سمع».(رواه مسلم)

﴿برای گناهکار بودن شخص همین کافی است که هر چیزی را شنید بازگوید﴾.

اینها، مسایلی است که اگر انسان با جان و دل بدانها پی ببرد، دیگر مجالی برای سخن چینی دیگران باقی نمی‌ماند.

امروزه قضیه، برعکس است و اگر اندکی در وضعیت بیشتر مردم بنگریم، مشاهده خواهیم کرد که آنها:

۱- به سخن چین و غیبت و بدگویی‌های غیبت‌کننده در مورد شخص مسلمان با دقت گوش می‌دهند. حتی از مسافهٔ دور، پشت پرده و عقب دروازه و کلکین.

۲ـ نه‌تنها به غیبت گوش فرا می‌دهند، بلکه از شنیدن غیبت لذت هم می‌برند و همواره مشتاق آن هستند که سخنان و اخبار ناپسند بیشتری درباره‌ٔ شخصی که از او غیبت می‌شود، بشنوند و هر چه عاجل تر به دیگران افشأ کنند.

۴ـ بد تر از همه، علاوه برآن چه میشنوند، یک مقدار راست و دروغ بر آن اضافه میکنند،

وخود نیز به ذکر اوصاف (منفی) از شخص می‌پردازند که او را ناخوشایند است و بدین ترتیب جدا از شنیدن غیبت، خودشان نیز به غیبت مشغول می‌شوند.

۵ ـ سخنان سخن چین را تأکید و بلکه تحسین می‌کنند و بر مسلمانی که حضور ندارد، طعنه می‌زنند.

و دیگران را که در آن مجلس حضور دارند به این عمل قبیح تشویق میکنند.

و براستی جبران آن همه گناه که قسمتی از آن حق الناس است سخت و دشوار است.

اما در مورد کفارهٔ غیبت لازمست که به بعضی از نکات مهم توجه کرد:‏

کفارهٔ غیبت، دعای خیر کردن و طلب آمرزش و استغفار از خدا برای کسیست که غیبت او شده است.

باید دانست که دعا و استغفار برای غیبت شونده بعنوان کفارهٔ غیبت او به تنهایی کافی نیست، زیرا اصل بر این است که گناهان جز با توبهٔ ‏صادقانه و پشیمانی قلبی و عدم بازگشت به آن گناه پاک نمی شود،

بعد از آن امید است که الله سبحانه و تعالی توبه اش را بپذیرد و ‏گناهش را ببخشد و وی را عفو نماید.

‏اما پامال کردن حق الناس، جز با طلب عفو و حلالیت از کسی که به وی تجاوز و ظلم شده است، و سرانجام عفو و بخشش از ‏طرف او پاک نخواهد شد، دلیل آن حدیث صحیحی از پیامبر صلی الله علیه وسلم است که می فرماید:‏

«مَنْ کَانَتْ لَهُ مَظْلَمَةٌ لِأَخِیهِ مِنْ عِرْضِهِ أَوْ شَیْءٍ فَلْیَتَحَلَّلْهُ مِنْهُ الْیَوْمَ قَبْلَ أَنْ لَا یَکُونَ دِینَارٌ وَلَا دِرْهَمٌ ، إِنْ کَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ ‏أُخِذَ مِنْهُ بِقَدْرِ مَظْلَمَتِهِ ، وَإِنْ لَمْ تَکُنْ لَهُ حَسَنَاتٌ أُخِذَ مِنْ سَیِّئَاتِ صَاحِبِهِ فَحُمِلَ عَلَیْهِ ». (بخاری ۲۴۴۹).‏

«هرکس به برادرش ظلم کرده خواه از جهت ناموس یا غیر آن، همین امروز از او طلب بخشش کند قبل از آنکه ‏روزی فرا رسد که دینار و درهم در آن روز پذیرفته نمی‌شوند،

اگر عمل صالح داشته باشد به اندازهٔ ظلمی که کرده از ‏آن برداشته می‌شود و اگر کار نیک و حسنه‌ ئی نداشته باشد از گناهان شخص مظلوم برداشته می‌شود و بر گناهان او ‏اضافه می‌شود».‏

در این حدیث امر به حلالیت خواستن و طلب بخشش از مردم و جبران ظلم وارد شده بر آنها قبل از وفاتشان شده است،

چرا که در روز ‏قیامت جبران مظالم با حسنات و سیئات خواهد بود نه درهم و دینار و براستی که این خسارتمندی واقعی است.‏

پس کسی که می خواهد نفس خود را از گناه غیبت مبرا و خلاص کند باید در طلب بخشش و حلالیت خواستن از کسی که ‏غیبتش را کرده است سعی و تلاش جدی کند،

یعنی از او طلب عفو و گذشت کند، و با سخنانی نرم و نیک از وی معذرت خواهی ‏کند و تا می تواند در این راه دریغ نورزد،

حتی اگر شده و لازم شد برای وی هدایای با ارزشی بخرد تا دل وی را ‏بدست آورد، و علما تمام این موارد را جهت بدست آوردن حلالیت جایز دانسته اند.‏

در اخیر این مضمون دعا میکنیم تا الله سبحانه و تعالی دروغ، غیبت، سخن چینی و بیهوده گوئی را از میان افراد و جامعهٔ ما بردارد،

از بارگاهٔ رب منان طلب مغفرت میکنیم، با خود عهد میبندیم که از همین حالا در خود، فامیل، اقارب ، دوستان و بالاخره جامعه تغییر مثبت آورده، مراقب زبان و کلام خود خواهیم بود تا روزی که حشر میشویم، از این اعمال مدهش خجل و سرخم نباشیم.

مطالعه ی بحث مرض سوم را در جامعه از این صفحه از دست ندهید!

عزیزان گرانقدر:

لطفاً این سلسله ی مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً

برچسب ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن